آخ جون مهمونی
سلام بهونه ی زندگی من قربون شیرین زبونیات برم عزیزم که میخوای دیگه همه چی رو تلفظ کنی. خیلی به اطرافیانت علاقه نشون میدی و همه رو دوست داری.. عاشق مهمونی رفتن و مهمون دعوت کردن هستی. روز چهارشنبه چهاردهم خرداد آقاجون و مادرجون (پدرشوهرم و مادرشوهرم) و خانواده ی عمه محبوبه (خواهرشوهرم) اومدن قم... و شما دختر ناز مامان از چند روز قبل خوشحالی می کردی... وقتی بخوای قضیه ای رو تعریف کنی خیلی با شوق و ذوق و تکون خوردن زیاد و کلی آب و تاب میگی. مثلا میگفتی بچا ، میان ، این جو جو ، بالا، بازی ، هورااااا یعنی بچه ها میان...






